
دلم تنگه ولی اینجا کسی چشم انتظارم نیستهمه هستن ولی افسوس اونی که دوست دارم نیستهمش حس میکنم انگار رو سینم کوه آوارهآخه دلتنگی و غربت یه درد دیگه ای دارهبرای من که دلتنگم تو هم دردی و هم درموناگه بودی نمیمردن امید و آرزوهامونتو رفتی و نفهمیدی غمت توی خونه مهمون شددرست جایی که تو رفتی همون نقطه زمستون شدتو با رفتن نفهمیدی که من مودنم و بیراههیه روز میاد و میفهمی که رفتن آخرین راههبرای من که دلتنگ تو هم دردی و هم درموناگه بودی نمیمردن امید و آرزوهامونتو رفتی و نفهمیدی غمت توی خونه مهمون شددرست جایی که تو رفتی همون نقطه زمستون شدتو با رفتن نفهمیدی که من موندم و بیراههیه روز میاد و میفهمی که رفتن آخرین راهه بخوانید...
ادامه مطلب
خرابی و خراباتی همه شب زنده دار امشبهمه عاشق همه مجنون به مستی بیقرار امشببیا ای سوته دل ساقی به مستی بی ملالم کنخدایا امشب این می را حلالم کن حلالم کنبیادش باده مینوشم که با دردش هم آغوشمبه یک جرعه به صد جرعه نشد دردش فراموشمبگو ای مهربون ساقی به اون نا مهربون یارمبه حق حرمت مستی بیاد امشب به دیدارمبیا ای سوته دل ساقی به مستی بی ملالم کنخدایا امشب این می را حلالم کن حلالم کنغریبی موند و تنهایی از این غربت دلم تنگهبیا ساقی پناهم ده که سقف آسمون سنگهمبادا ای رفیق امشب نگیری ساغر از ساقینمیدونی چه کوتاهه شب مستی و مشتاقیخدایا درد عشق امشب تو قلبم آشیون کردهبه می محتاج محتاجم که می درمون هر درده بخوانید...
ادامه مطلب
چرا بیداری شب و روز من به چشم هات خواب میدمنگران نباش عزیزم من به گلها آب میدمنگران نباش همیشه همه یِ کارها غلط نیستیکمی فکره چشم هات باش که مالِ خودت فقط نیستنگران نباش عزیم بزار راحت بشه خیالماگه تاره مویی از تو کم بشه وای به حالمنگران نباش عزیم ، نگران نباش عزیموقتی ابری میشه چشم هات میبینی که خیلی سردنچون حوالیه نگاهت همیشه زندگی کردمتو چقدر خوبی عزیزم ما یه قلبیم توو دو تا تنبیش از این مراقبت کُن از خودت به خاطر مننگران نباش عزیم بزار راحت بشه خیالماگه تاره مویی از تو کم بشه وای به حالمنگران نباش عزیم ، نگران نباش عزیم بخوانید...
ادامه مطلب
ای طلا بانوی ناب خاوری بسه تن دادن به نابرابریچه کسی گفته من از تو بیشترم چه کسی گفته تو از من کمتریای طلا بانوی ناب خاوری بسه تن دادن به نابرابریچه کسی گفته من از تو بیشترم چه کسی گفته تو از من کمتریشرم قصه ی منه سکوت من بی سبب هرگز نبود غروب تومن شریک جرم آزار تو ام در لباس یاور و محبوب توزخمی باغ عَدن جفت من نیمه ی مناسم پُرشکوه تو با غرور فریاد بزنزخمی باغ عَدن جفت من نیمه ی مناسم پُرشکوه تو با غرور فریاد بزننازنین از قفس بیزار من جای تو گوشه ی خاموشی نبودهمدل و همراه من خونه ی تو پشت پرده ی فراموشی نبودقصه ی حوا رو بسپار دست باد بذار این افسانه رو باد ببرهگر چه باد از نفس افتاده هم این فریب کهنه رو نمی خرهزخمی باغ عَدن جفت من نیمه ی مناسم پُرشکوه تو با غرور فریاد بزنزخمی باغ عَدن جفت من...
ادامه مطلب
گفتی که گاهی عشق تکراری میشه زودنفهمیدم این حرف ربطش به من چی بودتو رفتی من موندم کنار هر دردیمن دردو دل کردم تو آبو گل کردیهر زخمی توو دنیاست دیدی که من خوردمدیدی کجاها من برای تو مُردمنبین که من امروز این همه دل سردمهر کار سختی بود برای تو کردمهر کار سختی بود برای تو کردمدست خودم که نیست وقتی ازت دورمهمیشه با گریه چشمامو میشورمنگو یه وقتایی بی عاطفه میشمبغضی رو خوردم که دارم خفه میشماین کوه تنهاییم شکسته دلگیرهازم جای چشمه گریه سرازیرههر زخمی توو دنیاست دیدی که من خوردمدیدی کجاها من برای تو مُردمنبین که من امروز این همه دل سردمهر کار سختی بود برای تو کردمهر زخمی توو دنیاست دیدی که من خوردمدیدی کجاها من برای تو مُردمنبین که من امروز این همه دل سردمهر کار سختی بود برای تو کردمهر کار سختی بود...
ادامه مطلب
کوچهها باریکن، دکونا بسته ستخونهها تاریکن، طاقا شکسته ستاز صدا افتاده تار و کمونچهمرده میبرن کوچه به کوچهنگاه کن! مردهها به مرده نمیرنحتی به شمع جون سپرده نمیرنشکل فانوسیان که اگر خاموش شهواسه نفت نیست هنوز یه عالم نفت توشهجماعت من دیگه حوصله ندارمبه خوب امید و از بد گله ندارهگرچه از دیگرون فاصله ندارمکاری با کار این قافله ندارمکوچهها باریکن، دکونا بسته ستخونه ها تاریکن، طاقا شکسته ستاز صدا افتاده تار و کمونچهمرده میبرن کوچه به کوچه بخوانید...
ادامه مطلب
اشتباه از ما بوداشتباه از ما بود که خوابِ سرچشمه را در خیالِ پیاله میدیدیمدستهامان خالیدلهامان پُرگفتگوهامان مثلا یعنی ما!کاش میدانستیمهیچ پروانهای پریروز پیلگیِ خویش را به یاد نمیآورد.حالا مهم نیست که تشنه به رویای آب میمیریماز خانه که میآئییک دستمال سفید، پاکتی سیگار، گزینه شعر فروغ،و تحملی طولانی بیاوراحتمالِ گریستنِ ما بسیار است! بخوانید...
ادامه مطلب
هوا هر دفعه که بارون بشهجای خالیتو هی به رخ میکشهدلم میشکنه میگم حقشهیکم بوی عطر برام کافیه که دیوونهشم باز بپرسم کیه خرابت شدن واسم عادیهچه دل خونیه حالم خراب تر از اون که بدونیهچه دل خونیه اونی که د...
ادامه مطلب
تفنگت را زمین بگذارکه من بیزارم از دیدار این خونبارِ ناهنجارتفنگِ دست تو یعنی زبان آتش و آهنمن اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان کنندارم جز زبانِ دل -دلی لبریزِ مهر تو-تو ای با دوستی دشمن.زبان آتش و آهن...
ادامه مطلب
دلم میخواد کنارِ تو ، توو بارون گم بشم یک باردلم میخواد جوون تر شم ، دوباره قبلِ هر دیداردلم میخواد باهات باشم ، مثل یه شعر توو سینتدلم میخواد دو تا دستام ، یه هیزم شن توو شومینه اتدلم میخواد که یه آه...
ادامه مطلب
اي پرنده زيبازخم بالت را که ميبستمعاشقت شدمنبايد اينقدر بيرحمانه دور ميشديبي پر و بالم منآسمان به آسمانچگونه دنبالت بگردم ؟اي پرنده زيبااسير زيباييات شدهاممرا به قفس انداخته اي...
ادامه مطلب
از آسمانم، ماتم بباردهراسِ ِ بی تو ماندنم ادامه داردنمینویسم ترانه بی توچگونه پر کشد خیالِ واژه بی تو؟به لب رسیده جان! کجایی؟کجایی؟ که برده طاقتم جداییباران تویی! به خاکِ من بزنبازا ببین! که بی ...
ادامه مطلب
این عادلانه نیست،گاهی در شعرهام مجبورمزیبایی ِ تو رادر آغوش بیگانه ای تصور کنم،افسوس که تو همچنان زیبایی،حتی وقتیسهم من نیستی......
ادامه مطلب
جهانخالی تر از آن استکه جای خالی تـــو را حس نکنمو خیال کنچه خالی شده اموقتی حتی خیالت هم سهم دیگران شده باشد !...
ادامه مطلب
اگر دیوانگی کردم دلم خواستزِ خود بیگانگی کردم دلم خواستاگر که اعتماد چشم بستهبه خصم خانگی کردم دلم خواستبه غیر از من خود خوش باور منکسی منت نداره بر سر منکسی حال مرا هرگز نفهمیددلیل گریه هایم را نپرسی...
ادامه مطلب
زیباترین حرفت را بگو شکنجه ی پنهان سکوت ات را آشکاره کن و هراس مدار از آنکه بگویند ترانه یی بیهوده می خوانید چرا که ترانه ی ما ترانه ی بیهوده گی نیست چرا که عشق حرفی بیهوده نیست حتی بگذار آفتاب نیز بر نیاید به خاطر فردای ما اگر بر ماش منتی ست چرا که عشق خود فرداست خود همیشه است...
ادامه مطلب
دلِ تنگم ز عطش می سوزد شانه ای می خواهم که گذارم سرِ خود بر رویش و کنم گریه که شاید کمی آرام شوم ول افسوس که نیست...
ادامه مطلب
قصه ی من و غـم تو قصه ی گل و تگرگهترس بی تو زنده بودن ترس لـحظه های مرگهای برای با تو بودن باید از بودن گذشتنسـر به بیـداری گرفته ذهن خواب آلودهی منهمیشه میون قـاب خالی درهای بستهﻃرح اندام قشنگت پاک و...
ادامه مطلب
از مهتابی خانه من تا.... تاريخ : ۱۳۹۶/۱۲/۱۶ | 22:58 | نویسنده : کامران محمدزادهاز مهتابی خانه منتا آفتابی خانه تویک دست فاصله ست.دستت رادراز کنتامهتابیآفتابی شود.برچسبها: شهیار قنبریLet's block ads! بخوانید...
ادامه مطلب
بیچاره دلم که خسته بودی دیشب بر شانه شب نشسته بودی دیشب با ماه که از حال تو می پرسیدم می گفت کمی شکسته بودی دیشب ... .شعر جاویدان رافی از وبلاگ نیروانایم و بودا کنمت... ...
ادامه مطلب