چه روزای خوبی تو بارون نم نم
قدم میزدیم این خیابونو باهم
من اون خاطراتو فراموش نکردم عزیزم
حالا که ازم دوریی و بیصدایی
به روزی نیفتی که تو این جدایی
ندونی چی میخوای ندونی کجایی
میدونی جدایی منو خسته کرده
یه
دنیای تازه س ولی گنگ و سرده
میدونم به این دوری عادت نداری
دلت تنگه و دیگه طاقت نداری
نمیتونی تنهام بزاری.
چه روزای خوبی تو بارون نم نم
قدم میزدیم این خیابونو باهم
من اون خاطراتو فراموش نکردم عزیزم
اگه باز بیای و مث اون روزا شی
نمیزارم این بار که از من جداشی
من آروم ندارم اگه تو نباشی
برچسب:
نویسنده: مهدی صالحپور
تاريخ: دوشنبه
20 خرداد
1398 ساعت: 4:16