
دلم تنگه ولی اینجا کسی چشم انتظارم نیستهمه هستن ولی افسوس اونی که دوست دارم نیستهمش حس میکنم انگار رو سینم کوه آوارهآخه دلتنگی و غربت یه درد دیگه ای دارهبرای من که دلتنگم تو هم دردی و هم درموناگه بودی نمیمردن امید و آرزوهامونتو رفتی و نفهمیدی غمت توی خونه مهمون شددرست جایی که تو رفتی همون نقطه زمستون شدتو با رفتن نفهمیدی که من مودنم و بیراههیه روز میاد و میفهمی که رفتن آخرین راههبرای من که دلتنگ تو هم دردی و هم درموناگه بودی نمیمردن امید و آرزوهامونتو رفتی و نفهمیدی غمت توی خونه مهمون شددرست جایی که تو رفتی همون نقطه زمستون شدتو با رفتن نفهمیدی که من موندم و بیراههیه روز میاد و میفهمی که رفتن آخرین راهه بخوانید...
ادامه مطلب
گفتی که گاهی عشق تکراری میشه زودنفهمیدم این حرف ربطش به من چی بودتو رفتی من موندم کنار هر دردیمن دردو دل کردم تو آبو گل کردیهر زخمی توو دنیاست دیدی که من خوردمدیدی کجاها من برای تو مُردمنبین که من امروز این همه دل سردمهر کار سختی بود برای تو کردمهر کار سختی بود برای تو کردمدست خودم که نیست وقتی ازت دورمهمیشه با گریه چشمامو میشورمنگو یه وقتایی بی عاطفه میشمبغضی رو خوردم که دارم خفه میشماین کوه تنهاییم شکسته دلگیرهازم جای چشمه گریه سرازیرههر زخمی توو دنیاست دیدی که من خوردمدیدی کجاها من برای تو مُردمنبین که من امروز این همه دل سردمهر کار سختی بود برای تو کردمهر زخمی توو دنیاست دیدی که من خوردمدیدی کجاها من برای تو مُردمنبین که من امروز این همه دل سردمهر کار سختی بود برای تو کردمهر کار سختی بود...
ادامه مطلب
دلم مثل یه جعبه س جعبهٔ پر جواهرخونه به رنگ یاقوت اما خوشه به ظاهرحیف که زد و شکستش هر کی به دستش افتاد…دلم مثل یه باغه باغ بهار نارنجواسه تنای خسته یه جای خلوت و دنجحیف که تو این زمونه عشقه که رفته از یاد…شب تولد عشق دلم رو هدیه دادمبه اون که عاشقم کرد منو داد بر بادهدیه رو وانکرده پس فرستاد…...
ادامه مطلب
نوبهار آمد و گل سرزده، چون عارض یارای گل تازه، مبارک به تو این تازه بهاربا نگاری چو گل تازه، روان شو به چمنکه چمن شد ز گل تازه، چو رخسار نگارلالهوش باده به گلزار بزن با دلبرکز گل و لاله بود چون رخ دلبر گلزارزلف سنبل، شده از باد بهاری درهمچشم نرگس، شده از خواب زمستان بیدار...
ادامه مطلب
دلم میخواد کنارِ تو ، توو بارون گم بشم یک باردلم میخواد جوون تر شم ، دوباره قبلِ هر دیداردلم میخواد باهات باشم ، مثل یه شعر توو سینتدلم میخواد دو تا دستام ، یه هیزم شن توو شومینه اتدلم میخواد که یه آه...
ادامه مطلب
از آسمانم، ماتم بباردهراسِ ِ بی تو ماندنم ادامه داردنمینویسم ترانه بی توچگونه پر کشد خیالِ واژه بی تو؟به لب رسیده جان! کجایی؟کجایی؟ که برده طاقتم جداییباران تویی! به خاکِ من بزنبازا ببین! که بی ...
ادامه مطلب
جیغ یک گربه ام و زندگی ام در گونی ستبغض را می کنم و گریه ی من قانونی ستشب شده می روم از خواب به رؤیایی که…خواب، خونی و شبم خونی و رؤیا خونی ست!آنچه گفتم شدی و آنچه نگفتم بودیگربه ی مرده شدم، گریه ی جف...
ادامه مطلب
این عادلانه نیست،گاهی در شعرهام مجبورمزیبایی ِ تو رادر آغوش بیگانه ای تصور کنم،افسوس که تو همچنان زیبایی،حتی وقتیسهم من نیستی......
ادامه مطلب
اگر دیوانگی کردم دلم خواستزِ خود بیگانگی کردم دلم خواستاگر که اعتماد چشم بستهبه خصم خانگی کردم دلم خواستبه غیر از من خود خوش باور منکسی منت نداره بر سر منکسی حال مرا هرگز نفهمیددلیل گریه هایم را نپرسی...
ادامه مطلب
تورا دوستمیدارم طرفِ ما شب نیست صدا با سکوت آشتی نمیکند کلمات انتظار میکشند من با تو تنها نیستم، هیچکس با هیچکس تنها نیست شب از ستارهها تنهاتر است... □ طرفِ ما شب نیست چخماقها کنارِ فتیله بیط...
ادامه مطلب
نای عشقم تشنه ی لبهای توخامشم دور از تو و آوای توهمچو باران از نشیب دره ها میگریزممیگریزم خسته در صحرای تو صحرای تومیگریزم خسته در صحرای تو صحرای تومستم از یک لحظه دیدارت هنوز هنوزوه چه مستی هاست در ...
ادامه مطلب
دلِ تنگم ز عطش می سوزد شانه ای می خواهم که گذارم سرِ خود بر رویش و کنم گریه که شاید کمی آرام شوم ول افسوس که نیست...
ادامه مطلب
قصه ی من و غـم تو قصه ی گل و تگرگهترس بی تو زنده بودن ترس لـحظه های مرگهای برای با تو بودن باید از بودن گذشتنسـر به بیـداری گرفته ذهن خواب آلودهی منهمیشه میون قـاب خالی درهای بستهﻃرح اندام قشنگت پاک و...
ادامه مطلب
خیلی غریبی واسه مناز چه شبی جدا شدیاز چه زمینه خاک تولونه ی سایه ها شدیکدوم غروب نشونی دادشب از کدوم جاده بیاداز عاشقای رهگذرنشونیه منو بخوادوقتی که حرف من نبودکدوم صدا در تو نشستکدوم ستاره پر کشیدتو چشمای تو نطفه بستغریبه ای اما دلمبرای تو پر میزنهبرای پیدا کردنتبه هر شبی سر میزنهای غریبه خوش اومدیبه جشن ساده ی تنمبیا که من به گریه هاتیه رنگ تازه میزنمLet's...
ادامه مطلب
بیچاره دلم که خسته بودی دیشب بر شانه شب نشسته بودی دیشب با ماه که از حال تو می پرسیدم می گفت کمی شکسته بودی دیشب ... .شعر جاویدان رافی از وبلاگ نیروانایم و بودا کنمت... ...
ادامه مطلب
مرگ در قاموس ما از بی وفایی بهتر است در قفس با دوست مردن از رهایی بهتر است قصه ی فرهاد دنیا را گرفت ای پادشاه دل به دست آوردن از کشور گشایی بهتر است تشنگانِ مِهر محتاج ترحم نیستند کوشش بیهوده در عشق از گدایی بهتر است باشد ای عقل معاش اندیش، با معنای عشق - آشنایم کن ولی نا آشنایی بهتر است فه...
ادامه مطلب
هر صبح بوی تو می دهد پیرهنم بس که تمام شب تنگ در آغوش گرفته ام خیالت را ... ...
ادامه مطلب
هر سر موی تو از غفلت به راهی می رود جمع کن پیش از گذشتن کاروان خویش را ...
ادامه مطلب
گاه یک سنجاقک به تو دل می بندد و تو هر روز سحر می نشینی لب حوض تا بیاید از راه از خم پیچک نیلوفرها روی موهای سرت بنشیند یا که از قطره آب کف دستت بخورد گاه یک سنجاقک ، همه معنی یک زندگی است ... ...
ادامه مطلب
با درد عمیق دل من تو دیدی مردم که چه کردن تو پیش غرورم نشستی تو زخمای قلبم رو بستی تو زخمای قلبم رو بستی شکل رفتن این روزگار منو تو گریه تنها نزار منو از ادما پس بگیر منو دست خودم نسپار منو دست خودم نسپار جز تو هیشکی مهربون نبود با هجوم این درد زندگی منو از عشق من راحت جدا کرد من هنوز همون درد دیروزم آدمه همیشه هیشکی مثل من عاشقت نبود عاشقت نمیشه تو که میدونی دنیا چه رسم تلخی داره از هر چی که میترسی اونو سرت میاره صدا زدم دنیا رو نفس کشیدم تو باد هوای تو اینجا بود منو نجاتم میداد جز تو هیشکی مهربون نبود با هجوم این درد زندگی منو از عشق من راحت جدا کرد من ه...
ادامه مطلب